سه ضلع موفقیت
سالها قبل، در نخستین نشست «باشگاه رتبهسازی داداستان»، فاطمه رئوفی فرد درباره سه مفهوم صحبت کرد که با گذشت زمان همچنان برای دانشجویان، داوطلبان آزمونها و حتی افرادی که اهداف شغلی و شخصی بزرگی دارند، قابل تأمل است:
انگیزه، برنامهریزی و استمرار.
اما چرا هر سه باید کنار یکدیگر باشند؟
1. انگیزه؛ جرقه شروع بیشتر:
ما تجربه کردهایم که برای رسیدن به هدفی با انرژی زیادی شروع میکنیم؛ تصمیم میگیریم درس بخوانیم، ورزش کنیم، کسبوکاری راه بیندازیم یا مهارتی تازه یاد بگیریم.
اما انگیزه همیشه در یک سطح باقی نمیماند.
فاطمه رئوفی فرد در آن نشست تأکید کرد که داشتن هدف روشن میتواند به حفظ انگیزه کمک کند. وقتی دقیقاً ندانیم برای چه چیزی تلاش میکنیم، ادامه دادن مسیر دشوارتر میشود.
پس اولین سؤال این است:
«من دقیقاً چه میخواهم و چرا رسیدن به آن برایم مهم است؟»
2. برنامهریزی؛ تبدیل خواستن به مسیر
صرف اینکه بگوییم «میخواهم موفق شوم» برنامه نیست.
هدف باید به اقدامهای مشخص تبدیل شود.
اگر قرار است شش ماه دیگر در یک آزمون مهم شرکت کنید، باید بدانید این شش ماه چگونه تقسیم میشود، هر ماه قرار است به کجا برسید و اگر از برنامه عقب افتادید چگونه آن را اصلاح کنید.
تقسیم اهداف بزرگ به قدمهای کوچکتر، تعیین اولویتها و ارزیابی مرتب پیشرفت، فاصله میان آرزو و اقدام را کمتر میکند.
3. استمرار؛ جایی که بسیاری متوقف میشوند
شروع کردن معمولاً آسانتر از ادامه دادن است.
روزهای اول یک تصمیم تازه، انگیزه بالاست. مسئله اصلی زمانی آغاز میشود که خستهایم، نتیجهای که انتظار داشتیم نگرفتهایم یا با اولین شکست روبهرو شدهایم.
اینجاست که استمرار اهمیت پیدا میکند.
اما استمرار به معنای تکرار کورکورانه یک روش اشتباه نیست.
اگر نتیجه نمیگیریم، گاهی باید روش را تغییر دهیم، نه هدف را.
شکست نیز همیشه به معنای ناتوانی نیست؛ گاهی اطلاعاتی در اختیار ما قرار میدهد که موفقیت بدون آن دشوار بود:
کجای مسیر اشتباه کردیم؟
چه چیزی را نمیدانستیم؟
کدام مهارت را باید تقویت کنیم؟
و دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام خواهیم داد؟
میتوان این سه مفهوم را در یک رابطه ساده خلاصه کرد:
انگیزه به ما دلیل حرکت میدهد؛
برنامهریزی مسیر حرکت را مشخص میکند؛
و استمرار ما را در مسیر نگه میدارد.
اگر یکی از این سه ضلع نباشد، رسیدن به اهداف دشوارتر میشود.
انگیزه بدون برنامه ممکن است به هیجان کوتاهمدت تبدیل شود.
برنامه بدون استمرار روی کاغذ باقی میماند.
و استمرار بدون بازنگری و هدف روشن نیز ممکن است فقط تکرار یک مسیر اشتباه باشد.
اگر هدف مهمی دارید که هنوز به آن نرسیدهاید، قبل از اینکه بگویید:
«من نتوانستم»
سه سؤال از خودتان بپرسید:
آیا انگیزه و دلیل کافی برای رسیدن به این هدف دارم؟
آیا برنامهام واقعاً متناسب با هدفم بوده است؟
و آیا به اندازه کافی و با روش درست ادامه دادهام؟
گاهی پاسخ همین سه سؤال نشان میدهد مشکل کجاست.
این نگاه سالها پیش در نخستین نشست باشگاه رتبهسازی مطرح شد، اما شاید پیام اصلی آن هنوز همان باشد:
موفقیت معمولاً محصول یک لحظه انگیزه نیست؛ حاصل مجموعهای از انتخابهای کوچک، برنامهریزیشده و مداوم است.
— فاطمه رئوفی فرد
مدرس و مشاور حوزه مهارتهای فردی و توسعه فردی
در حال
جستجو...
توئیتر
فیس بوک
لینکدین