سؤالات قانون مدنی آزمون وکالت کانونهای وکلای دادگستری 1405
سؤالات **حقوق مدنی** آزمون وکالت کانونهای وکلای دادگستری 1405
**1ـ در تقسیمبندی عقود از جهت داشتن عوض، کدام مورد صحیح است؟**
1) عقد صلح
معوض و عقد وکالت غیرمعوض است.
2) عقد صلح
و عقد وکالت در عالم تحقق و اعتبار ممکن است به صورت معوض یا غیرمعوض انشا
شوند.
3) عقد صلح
و عقد وکالت هر دو معوض هستند.
4) عقد
وکالت معوض و عقد صلح غیرمعوض است.
**2ـ زوجه پیش از درخواست طلاق، تمام مهریه خود را ابراء میکند، سپس در قبال طلاق خلع، تمام نفقه معوقه خود را بذل میکند و زوج نیز با قبول آن، او را طلاق میدهد. دادگاه در رأی طلاق با توجه به ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391، وضعیت حقوق مالی زوجه را نیز مورد حکم قرار میدهد. زوجه در ایام عده از مابذل رجوع میکند. کدام مورد صحیح است؟**
1) چون پس
از صدور رأی طلاق حقوق مالی زوجه قابل تغییر نیست، رجوع از مابذل بیاثر است.
2) چون
نفقه، برخلاف مهر، عوض متعارف طلاق خلع نیست، چنین طلاقی اساساً خلع محسوب نمیشود.
3) رجوع
زوجه فقط نسبت به مال مورد بذل اثر دارد.
4) با صدور
رأی طلاق و رجوع زوجه از مابذل، ابراء مهریه نیز منتفی میشود.
**3ـ کدام مورد در خصوص «موارد لزوم توافق اراده طرفین» در عقد بیع، صحیح است؟**
1) توافق
اراده طرفین در ماهیت مورد معامله و اوصاف مهم آن، در بیع کلی شرط تأثیر اراده
است؛ لیکن در بیع عین معین، عدم توافق اراده طرفین، در ماهیت مورد معامله، مانع
تحقق قصد است.
2) توافق
اراده طرفین در ماهیت مورد معامله و اوصاف مهم آن، صرفاً در بیع کلی شرط تأثیر
اراده است؛ لیکن در بیع عین معین، عدم توافق اراده طرفین، در اوصاف مهم مورد
معامله، مانع تحقق قصد است.
3) توافق
اراده طرفین در بیع کلی و بیع عین معین، شرط تأثیر اراده است اما وقوع اشتباه
صرفاً در بیع کلی مانع تحقق قصد است.
4) توافق
اراده طرفین در ماهیت مورد معامله بیع کلی، شرط تأثیر اراده است اما در بیع عین معین،
توافق اراده طرفین هم در ماهیت مورد معامله و هم در اوصاف مهم آن شرط تأثیر اراده
میباشد.
**4ـ «الف» که مالک ششدانگ عرصه و اعیان یک واحد آپارتمان است، سهم مشاع خود را از عرصه به «ب» میفروشد، ولی مالکیت اعیانی آپارتمان را برای خود نگه میدارد و آپارتمان همچنان در تصرف اوست. سپس ششدانگ آپارتمان را به «ج» اجاره میدهد، عقد بیع و اجاره چه حکمی دارد؟**
1) بیع صحیح
است، اما اجاره غیرنافذ است.
2) بیع صحیح
نیست، اما اجاره صحیح است.
3) هم بیع و
هم اجاره غیرنافذ است.
4) هم بیع و
هم اجاره صحیح است.
**5ـ علی مالک قطعهزمینی است که حسن (مالک قطعهزمین مجاور) نسبت به آن، حق عبور دارد. علی ملک خود را به صورت مشاع به رضا و مهدی، و حسن نیز زمین خود را به صورت مشاع به محمد و حسین منتقل میکنند. منتقلالیهم املاک خریداریشده را به صورت مساوی میان خود تقسیم میکنند. بعد از تقسیم، راه عبور سابق فقط در قطعهای قرار میگیرد که به رضا اختصاص یافته است. در خصوص وضعیت حق عبور بعد از تقسیم، کدام مورد صحیح است؟**
1) ادامه حق
عبور نسبت به سه دانگ حق عبور منوط به توافق محمد و حسین با رضا است.
2) محمد و
حسین هر دو حق عبور از همان راه سابق را دارند.
3) حق عبور
با تقسیم ملک از بین میرود، زیرا پس از تقسیم، مسیر در تمام قطعات به طور مساوی
قرار نگرفته است.
4) چون مسیر
در قطعه رضا قرار گرفته است، رضا میتواند مانع عبور حسین شود و فقط محمد حق عبور
خواهد داشت.
**6ـ کدام مورد در خصوص اعمال حقوقی مملک، صحیح است؟**
1) ایقاع
مملک برخلاف عقد مملک فقط میتواند موجب ایجاد مالکیت جدید شود و نمیتواند موجب
انتقال مالکیت موجود گردد.
2) چنانچه
اثر تملیکی یک عمل حقوقی متوقف بر تحقق واقعه یا شرط خارجی باشد، وصف مملک از آن
زائل میشود، زیرا عمل حقوقی مملک باید بالفعل اثر تملیکی ایجاد کند.
3) تملیک در
عقود معین مملک، صرفاً نتیجه توافق طرفین است.
4) هر سبب
تملکی که بدون نیاز به قبول شخص دیگری تحقق یابد، لزوماً ایقاع مملک محسوب نمیشود.
**7ـ کدام مورد در خصوص اجتماع اسباب طولی و عرضی در یک حادثه زیانبار در مسئولیت مدنی، صحیح است؟**
1) اجتماع این
دو دسته از اسباب منطقاً ممکن نیست.
2) طولی یا
عرضی بودن سبب به خودی خود، ملاک تخصیص و توزیع مسئولیت نیست.
3) در درجه
اول مسئولیت با اسباب طولی است.
4) در درجه
اول مسئولیت با اسباب عرضی است.
**8ـ فروشنده هنگام معامله میداند قیمت واقعی مال ممکن است بیش از ثمن باشد، ولی از میزان تفاوت بیاطلاع است. پس از معامله معلوم میشود برای فروشنده غبن فاحش ایجاد شده است. کدام مورد، صحیح است؟**
1) صرف
احتمال وجود اختلاف در قیمت، لزوماً مساوی با علم مانع ایجاد خیار غبن نیست.
2) در صورت
تحقق غبن فاحش خیار ساقط است؛ ولی احتمال وجود تفاوت قیمت، غبن افحش را ساقط نمیکند.
3) چون
احتمال غبن را میداده است، خیار مطلقاً ساقط است.
4) خیار غبن
فقط در صورت اثبات فقدان هر نوع علم ولو اجمالی مثبت است.
**9ـ شخصی متعهد به تحویل کالایی در تاریخ معین است. پیش از موعد، حادثهای خارجی و گریزناپذیر و پیشبینینشده، اجرای تعهد را ناممکن میکند. قرارداد نیز درباره آثار حادثه ساکت است. کدام مورد، صحیح است؟**
1) اثر قوه
قاهره باید با توجه به موقتی یا دائمی بودن مانع و ماهیت تعهد تعیین شود.
2) قوه
قاهره فقط مسئولیت جبران خسارت را منتفی میکند و هیچگاه در بقای تعهد مؤثر نیست.
3) قوه
قاهره همیشه قرارداد را منحل میکند.
4) تعیین
موعد برای متعهد را تعهد به نتیجه مطلق ایجاد کرده است.
**10ـ در کدامیک از موارد زیر، اصولاً بدون رضایت طلبکار امکان تجزیه پرداخت بخشی از دین وجود ندارد؟**
1) پرداخت
طلب دائن از میت به نسبت سهم هر یک از ورثه از ماترک
2) ساقط شدن
بخشی از طلب دائن در صورت طلبکار شدن مدیون از وی
3) تعهد
مسئولان تضامنی برای پرداخت تمام یک دین
4) تعهد زوج
به پرداخت مهریه مشروط به داشتن استطاعت
**11ـ چنانچه ضامن دین موضوع ضمان را با رضای مضمونله به عهده شخص دیگری حواله نماید، کدام مورد صحیح است؟**
1) در صورت
عدم رضایت مضمونعنه نسبت به حواله، ضامن حق رجوع به وی را ندارد.
2) به صرف
حواله، مضمونعنه بری میشود و ضامن اصولاً حق رجوع به مضمونعنه را دارد.
3) صحت
حواله مقید به پرداخت دین از طرف محالعلیه است و الّا مضمونعنه بری نمیشود و
ضامن حق رجوع به وی را ندارد.
4) صحت
حواله و امکان رجوع ضامن به مضمونعنه به توافق محیل و محالعلیه و ضامن و مضمونعنه
بستگی دارد.
**12ـ کدام مورد در خصوص فوریت و تراخی در خیارات و پیوند آن با اثر الزامآور قراردادها، صحیح است؟**
1) چنانچه
حق خیار مسلم باشد، صاحب خیار هرگاه بخواهد میتواند حق خود را اعمال کند.
2) خیاری
شدن عقد، مانع شمول اثر الزامآور قراردادها نسبت به آن عقد میشود.
3) صرفاً خیار
رؤیت و تخلف وصف و خیار غبن باید با «فوریت» اعمال شود، اما در مورد سایر خیارات
لازم نیست صاحب حق، خیار خود را با «فوریت عرفی» اعمال کند.
4) تحقق خیارات
هیچگاه سبب زوال اثر الزامآور قراردادها نمیشود و صرفاً عقد را در مدت «امکان
اعمال خیار» از شمول ادله وفای به عقد خارج میکند.
**13ـ چنانچه ضمن فروش آپارتمان، شرط شود که دو قطعه فرش خریدار متعلق به فروشنده باشد، اگر فروشنده ظرف مدت 6 ماه برای زمین خریدار از شهرداری جواز ساخت بگیرد، کدام مورد صحیح است؟**
1) شرط صحیح
است و مشروطله میتواند آن را اسقاط کند.
2) شرط باطل
است و قابلیت اسقاط توسط مشروطله را دارد.
3) شرط باطل
است و قابلیت اسقاط توسط مشروط له را ندارد.
4) صحت شرط
منوط به این است که فروشنده ظرف مدت مقرر به تعهد خود عمل کند.
**14ـ مطابق قانون بیمه اجباری خسارت واردشده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395، چنانچه حادثه رانندگی در عین حال حادثه ناشی از کار هم باشد و در نتیجه آن به شخص ثالث خسارت وارد شود و وسیله نقلیه درگیر در حادثه تحت پوشش بیمه شخص ثالث باشد و به حکم مرجع قضایی اثبات شود که حادثه ناشی از تقصیر مهندس ناظر پروژه ساختمانی در حال احداث بوده است، کدام مورد صحیح است؟**
1) بیمهگر
مکلف است خسارت واردشده به شخص ثالث را جبران کند و میتواند برای استرداد خسارت
پرداختشده به کارفرما مراجعه کند.
2) بیمهگر
مکلف است خسارت واردشده به شخص ثالث را جبران کند و میتواند برای استرداد آن به
مهندس ناظر پروژه مراجعه کند.
3) بیمهگر
در صورتی مکلف به جبران خسارت شخص ثالث است که حادثه تحت پوشش بیمه حوادث ناشی از
کار نباشد.
4) موضوع
مشمول نظام جبران خسارت حوادث ناشی از کار است و از قلمرو شمول نظام جبران خسارت
حوادث رانندگی خارج است.
**15ـ کدام مورد در خصوص قیدیت و ظرفیت زمان نسبت به تعهدات، صحیح است؟**
1) چنانچه
زمان، قید تعهد باشد و موضوع تعهد در موعد مقرر انجام نشود، متعهدله میتواند
الزام متعهد به انجام تعهد را مطالبه کند.
2) چنانچه
زمان، ظرف تعهد باشد، متعهدله میتواند صرفاً خسارت تأخیر در انجام تعهد و یا
الزام متعهد به انجام تعهد را مطالبه کند.
3) چنانچه
زمان، قید تعهد باشد و موضوع تعهد در موعد مقرر انجام نشود، متعهدله علاوه بر
استرداد عوض، میتواند خسارت عدم انجام تعهد را هم مطالبه کند.
4) چنانچه
زمان، ظرف تعهد باشد و موضوع تعهد در موعد مقرر انجام نشود، متعهدله میتواند
صرفاً الزام متعهد به انجام تعهد را مطالبه کند.
**16ـ «الف» با سند رسمی اتومبیل خود را به «ب» منتقل میکند. در قرارداد بین طرفین شرط شده است در صورت عدم پرداخت اقساط ثمن در موعد تعیینشده، «الف» حق فسخ معامله و استرداد مبیع را دارد. «ب» برخلاف مفاد شرط، مورد معامله را با سند عادی به شخص «ج» منتقل میکند. کدام مورد، صحیح است؟**
1) در صورت
اعمال حق فسخ از سوی «الف»، وی استحقاق دارد به نرخ روز قیمت اتومبیل را از «ب»
مطالبه کند.
2) چون
انتقال مورد معامله از «ب» به «ج» با سند عادی بوده است، بر این انتقال اثری بار نیست
و «الف» بدون اعمال حق فسخ نیز حق استرداد مبیع را دارد.
3) انتقال
مورد معامله توسط «ب» به «ج» در حکم تلف مورد معامله است.
4) انتقال
مورد معامله در حکم تلف نیست و «الف» در صورت اعمال حق فسخ، حق استرداد مبیع را
دارد.
**17ـ «الف» به درخواست «ب» ملک او را برای مهیا کردن سکونت، شخصاً تعمیر و آماده میکند. در جریان عملیات بازسازی، «ب» از «الف» میخواهد، بدهی 400 میلیون تومانی او به فروشنده مصالح را هم بپردازد، «الف» هر دو اقدام را انجام میدهد، اما درباره تبرعی بودن یا نبودن هیچکدام توافقی صورت نمیگیرد. پس از اتمام کار، «ب» مدعی میشود که «الف» هر دو اقدام را تبرعاً انجام داده است. کدام مورد، صحیح است؟**
1) در خصوص
اجرت عمل، «ب» باید قصد تبرع «الف» را اثبات کند. اما در خصوص پرداخت بدهی چون اذن
در پرداخت داده شده، بحث تبرع موضوعاً منتفی است.
2) با توجه
به وحدت منشأ و ارتباط عرفی میان اجرای تعمیرات و پرداخت هزینههای آن، احراز قصد
تبرع «الف» نسبت به انجام تعمیرات، اصل عدم تبرع نسبت به پرداخت هزینهها را هم
منتفی میکند.
3) «الف» در
هر دو مورد تنها با اثبات قصد عدم تبرع میتواند به «ب» رجوع کند.
4) پذیرش
ادعای «ب» مستلزم این است که وی در هر دو مورد قصد تبرع «الف» را اثبات کند.
**18ـ پدر کودک برای فرزند خود وصی تعیین کرده و سپس فوت میکند. جد پدری کودک در قید حیات است، اما محجور است. پس از فوت پدر، چه شخص یا اشخاصی اداره دارایی کودک را بر عهده خواهند داشت؟**
1) اداره
دارایی کودک بر عهده وصی و امین موقت است.
2) برای
اداره دارایی کودک تا زمان رفع حجر جد پدری، امین موقت تعیین میشود.
3) اداره
دارایی کودک بر عهده وصی است.
4) برای
اداره دارایی کودک، قیم تعیین میشود.
**19ـ «الف» با رعایت قانون پیشفروش ساختمان، آپارتمانی را به «ب» میفروشد. در قرارداد شرط شده است که لازم است قسط سوم ثمن معامله پس از اتمام مرحله سفتکاری پرداخت شود، اتمام مرحله سفتکاری مورد تأیید قرار میگیرد. اما «الف» ادامه عملیات ساختمانی را متوقف میکند و «ب» نیز پرداخت آن قسط را منوط به ادامه عملیات ساختمانی میکند. کدام مورد، صحیح است؟**
1) «ب» مکلف
به پرداخت قسط است و حق حبس ندارد.
2) هر دو حق
حبس متقابل دارند.
3) با توقف
عملیات از سوی «الف» حق تعلیق انجام تعهد برای «ب» ایجاد میشود.
4) بهدلیل
تقابل تعهدات، «ب» حق امتناع از پرداخت قسط را دارد.
**20ـ متوفی هیچ وارثی از طبقه اول ندارد. یک جد ابوینی و فرزند یک برادر ابوینی که پیش از متوفی فوت کرده، تنها وراث او هستند. کدام مورد، صحیح است؟**
1) جد تمام
ترکه را میبرد، زیرا اولاد اخوه در درجه پایینتر قرار دارد.
2) فرزند
برادر اصولاً ارث نمیبرد، چرا که قائممقامی در توارث از خصایص طبقه اول
است.
3) فرزند
برادر جد را محجوب میکند.
4) فرزند
برادر به قائممقامی از پدر خود با جد ارث میبرد.
در حال
جستجو...
توئیتر
فیس بوک
لینکدین